محمد سعيد جانب اللهى

207

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )

سياه‌سرفه : در لرستان گوشت كلاغ ( همان : 268 ) و در ايرانشهر گوشت مرغ كى كرانژك « 1 » كه مرغ سبزرنگى به اندازهء طوطى است به مريض مىدهند ( جانب اللهى ، 1381 : 254 ) . در سىسخت كهگيلويه پروبال كبك درى را مىجوشانند و به كودك مىدهند ( صديق ايمانى : 10 ) . در هزاوه هم گوشت كلاغ سياه به مريض مىدهند ، چون بر اين باورند كه گوشت اين پرنده باد پيس كه عامل اين بيمارى است رفع مىكند ( ضيغمى : 162 ) . باد سرخ : در هزاوه به آن سوروجه « 2 » مىگويند و نشانهء آن را در اين مىدانند كه مريض سه روز تب مىكند و سه روز لك مىآورد . بيمار را نزد پزشك نمىبرند ، فقط پر كبك دود مىدهند تا عوارض آن به سر و چشم بيمار سرايت نكند ( ضيغمى : 162 ) . در سنقر چربى پرنده‌اى به نام چالگه « 3 » را روى محلى كه باد دارد مىگذارند و گوشت آن را مىخورند ( رستمى و ديگران : 203 ) . خنازير : در هزاوه گوشت كلاغ سياه و گوشت خرگوش را پخته و آبش را مىگيرند و روى برآمدگىهاى آن مىمالند ( همان : 172 ) . كرمك : در هزاوه فضلهء گنجشك به مقعد بچه مىمالند ( همان : 174 ) . تب نوبه : در گيلان گوشت پرندهء مرده را به طورى كه بيمار نفهمد به او مىخورانند ( ميرشكرايى : 1374 : 472 ) . پيسى : در گيلان خون جغد بر آن مىمالند ( همان : 473 ) . ضعف باه : در ايرانشهر كلهء مگس و مغز گنجشك را خشك كرده و مىكوبند و پودر آن را به آلت تناسلى مىمالند ( جانب اللهى ، 1381 : 260 ) . در اصفهان مغز سر گنجشك نر در حال هيجان ( در فصل بهار ) را براى تحريك و تقويت قوه باه مىخورند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . سرطان معده و روده : در لرستان لانهء قولته كمرى « 4 » را مىكوبند و مىپزند و به صورتى خميرگونه درمىآورند و مرهم را روى شكم بيمار مىمالند و با پارچه‌اى محكم مىبندند ( اسديان خرم‌آبادى و ديگران : 271 ) . ويار : در خراسان سه عدد گنجشك را سر مىبرند و پر مىكنند و همان‌طور در روغن سرخ

--> ( 1 ) . kiker njak ( 2 ) . surujja ( 3 ) . c ? lega ( 4 ) . qoltakamari پرنده‌اى است به اندازهء كرك كه پرهايى سفيد و سياه دارد و نوكش از نوك گنجشك بلندتر است . اين پرنده لانه‌اى بس محكم دارد كه آن را از علف‌هاى كوهى و سقز درخت ون مىسازد .